تبليغاتX
گذری در ادبیات و موسیقی ایران
ادبیات خوب،موسیقی مشتی

گفت‌وگو با نعمت آغاسی
دوست دارم باز هم آغاسی باشم


۸۴/۵/۱۱ - ۱۷:۹ - آسیا - بهروز سعادت

نعمت آزموده معروف به آغاسی متولد 1318 در اهواز است. وی از ابتدای سال 1348 به تهران آمد و به واسطه صدای شاد وعامه‌پسندی كه داشت در مدت كوتاهی به شهرت رسید. آغاسی تا سال 1357 در كلوپ‌های لاله‌زار, محافل, مجالس عروسی و جشن‌ها با صدای گرم خود مردم را شاد می‌كرد و در این مدت بیش از 80 كار اجرا كرد.

 

او كه از سال 1352 در كرج ساكن شده است مدیریت یك رستوران را برعهده دارد. آغاسی از حدود7 ماه پیش سه بار سكته مغزی كرده و مدتی را بستری بوده است. به گفته همسر و پزشك فیزیوتراپ وی ادامه معالجات در منزل او انجام می‌گیرد.

در یكی دو هفته اخیر آغاسی با عیادت از سالمندان جاده حصار مهرشهر و نیز مجتمع توان‌بخشی حضرت علی جاده لشكرك و اجرای برنامه شاد برای آنها ما را بر آن داشت تا با وی گفت‌وگویی داشته باشیم.

آقای آغاسی از گذشته‌های خیلی دور بگویید.

از كودكی صدایی داشتم. شب‌ها با بچه‌ها دور هم جمع می‌شدیم و می‌خواندیم. بعدها عاشق خواندن شدم. سال 1348 به تشویق دوستانم به تهران آمدم تا پیش از آن در اصفهان و شیراز برای مردم می‌خواندم و مجالسشان را شاد می‌كردم. پس از ورود به تهران مرا به ناصر تبریزی معرفی كردند. او آهنگساز بود. با شنیدن صدای من قول ساختن چند آهنگ را به من داد. اولین آهنگی كه او برایم ساخت «مرو با دیگری» بود كه شو آن را یكی از دوستانم سروده بود. آهنگ بعدی «بت پرست» بود كه آهنگساز آن محسن عرب بود و شو آن از بامداد جویباری بود كه هر دو با استقبال خوب مردم مواجه شد. از آن زمان آهنگسازان تهران به سراغ من آمدند. مردم از كارها خوب استقبال كردند و ما كم‌كم شدیم آغاسی. تا سال 1357 می‌خواندم ولی از آن به بعد به خاطر جنگ و شهادت جوانان و داغدار بون خانواده‌ها خواندن را متوقف كردم. 

شما در عرصه خوانندگی استادی داشته‌اید؟ و آیا به مرور زمان شاگردانی زیر نظر شما آموخته‌اند؟‌

خیر! البته كسانی به نام آغاسی به روی صحنه می‌روند و می‌خوانند ولی من آنها را نمی‌شناسم. در آلمان فردی به نام    آغاسی و در اردبیل جواد آغاسی می‌خوانند و اینها از شاگردان من نیستند و استادی هم نداشته‌اند. زیرا به دلیل مشكلات مالی قادر به پرداخت شهریه كلاس‌ها نبودم و حتی موفق نشدم تحصیلات ابتدایی را هم به پایان برسانم. ولی شدت علاقه من به موسیقی و به آواز تا حدی بود كه اگر یك روز فیلمی فارسی را دوبار می‌دیدیم, شب بدون هیچ كم و كاستی آوازهای آن فیلم را اجرا می‌كردم. آن زمان حتی دستگاه‌ها را نمی‌شناختم و بعد از گذشته مدت زمانی با علاقه و پشتكاری كه داشتم می‌توانستم دستگاه‌ها را هم تشخیص دهم.

در زمینه موسیقی همان طور كه گفتم سواد آكادمیك نداشتم و تمام كارهای من حسی و گوشی بود. درهمین مورد خاطره‌ای را برایتان تعریف می‌كنم. یكی از شب‌های تابستانی خوزستان بود. ساعت 12 شب مردم به دلیل نبود وسایل خنك‌كننده شب‌ها روی پشت‌بام‌هایشان می‌خوابیدند. در راه بازگشت به خانه و قبل از رسیدن به خانه یكی از استادان موسیقی به نام شباهنگ مشغول خواندن آوازی شدم كه خانم دلكش در فیلمی كه آن روز صبح دیده بودم خوانده بود. امیدوار بودم كه این استاد با شنیدن صدای من از من دعوت كند تا در كلاس‌هایش شركت كنم. در این وضعیت آن استاد سر راه ما ظاهر شد و در حالی كه دست‌هایش را به كمر زده بود پرسید كدام یك از شما بود كه می‌خواند؟ دوستانم به من اشاره كردند. او از صدا و توانایی من خیلی تعریف كرد و وقتی فهمید كه به كلاس موسیقی روم از من پرسید كه چرا به كلاس او نمی‌روم؟ در جواب گفتن استاد خیلی دلم می‌خواهد به كلاس شما بیایم. وقتی پشت در كلاس شما می‌نشینم و موسیقی بچه‌ها را می‌دهم, ولی پول پرداخت شهریه را ندارم. او در جواب گفت: آها ... حالت چطوره؟ و سریع موضوع بحث را عوض كرد.

در این سال‌ها چند آهنگ خوانده‌اید؟‌

در حدود یكصد و هشتاد آهنگ اجرا كرده‌ام.

سبك خوانندگی شما عامیانه و ساده است. در این باره توضیح دهید.

همان‌طور كه اشعار كرده ساده و عامیانه كه بیشتر به مردم و اجتماع مربوط بوده و زبان دل مردم است, مخاطب زیادی دارد, در موسیقی هم سبكی ساده و عامیانه با موسیقی مردم‌پسند و شعرهایی كه به زبان مردم نزدیك است طرفدار بیشتری دارد. البته سلیقه‌ها مختلف است و میزان استقبال از یك اثر بستگی به سلیقه مردم دارد.

مشوق شما چه كسی بود؟‌

ناصر تبریزی. همان طور كه گفتم اولین كسی بود كه به سراغش رفتم و او برایم آهنگ ساخت.

در خانواده شما بودند كه صدایی داشته باشند؟‌

بله. پدر من هم صدای خوبی داشت و قرآن می‌خواند. ما زیارت‌‌خانه‌ای داشتیم در اهواز به نام امامزاده «علی‌ابن مه‌زیار» كه هر شب جمعه پدرم در آنجا زیارت‌نامه می‌خواند. در خانواده تنها من بودم كه به دنبال موسیقی و آواز رفتم.

به چه سازی بیشتر از همه علاقه دارید؟‌

ویولن. خیلی دلم می‌خواست ویولن را بیاموزم آن زمان ویولن 40 تومان بود و من توانایی خرید آن را نداشتم. خودم دف می‌زدم. البته سواد موسیقی نداشتم  ولی ضرب و پایه‌دار می‌شناختم.

از خوانندگان امروزی كه به سبك شما می‌خوانند بگویید.

جوانان زیادی به این سبك خوانده‌اند ولی هیچ‌كدام برجسته نشده‌اند.

به نظر شما آیا صرفاً طرفدار داشتن دلیل موفقیت خواننده است؟‌

گاهی اتفاق می‌افتد خواننده یا نوازنده‌ای به خاطر ارتباط بهتر, ساده‌گویی یا میانه‌گویی مخاطبان بیشتری دارند. امروزه جوانان بیشتر طرفدار پاپ هستند. در زمان‌های گذشته ما هم طرفدار تاجیك بودیم. با آن صدا آشنا و تحت‌تاثیر او بودیم ولی جوانان امروز هم بیشتر با موسیقی پاپ ارتباط می‌گیرند.

از استادان آن دوره چه كسی را می‌شناسید؟‌

در لاله‌زار تهران سالنی بود كه گروهی برای‌آموختن موسیقی و گروهی برای كار تئاتر به آنجا می‌رفتند. در آنجا استاد «مهرتاش» درس تئاتر و موسیقی می‌داد و در آموزش دستگاه‌های موسیقی و صدا هنرمند بنام و دانایی بود و بدون هیچ چشم‌داشت مالی كار می‌كرد و آموزش می‌داد. خواننده‌های اصیل‌خوان و قدیمی‌ها, همه او را می‌شناسند. هنرمندان بزرگ ما با او كار كرده‌اند ولی نمی‌دانم چرا كسی از او یاد نمی‌كند. زمانی كه من به لاله‌زا رفتم تا در گروه او جای گیرم او پیر شده بود و تدریس را كنار گذاشته بود.

جناب آغاسی چند سال است كه نخوانده‌اید؟‌

آخرین مسافرت من به خارج از كشور به 9 سال پیش برمی‌گردد كه در آنجا برنامه اجرا می‌كردم و آخرین اجرای من در خارج از كشور در آمریكا بود كه طی دعوتی برای سالمندان خواندم كه خیلی هم مورد استقبال قرار گرفت, خیلی خوبی بود و از همه جا آمده بودند.

چه طور شد كه برای اجرای برنامه به كشورهای دیگر نرفتید؟‌

من سه قسمت دنیا را گشته‌ام. اما به خاطر مملكتم به خاطر وطنم دوست دارم اینجا باشم. البته آنجا هم كه بخوانم در هر كدام از كشورهای خارجی برای ایرانی‌های می‌خوانم و آنها هستند كه برای دیدن برنامه‌های من می‌آیند. فقط خواندن نیست. من به خاطر وطنم برگشتم و دوست دارم همین‌جا بمانم.

ایرانی‌ها در كشورهای خارجی چه استقبالی از كنسرت‌های شما داشتند؟‌

ایرانی‌ها در هر جای دنیا كه باشند اصالتشان را دارند و موسیقی خودشان را دوست دارند. خیلی‌ها بودند كه  آنجا به دنیا آمده بودند اما به ترانه‌های ایرانی  خیلی علاقه‌مند بودند. روی زبان پدر و مادر و علاه خاصی كه به موسیقی ایرانی داشتند و به ویژه برای شاد بودن این موسیقی استقبال زیادی داشتند.

آقای آغاسی زندگی را چگونه تعریف می‌كنید؟‌

من الان 66 سال سن دارم و از زندگیم راضی هستم. زندگی یعنی همین.

شما برای دیدن و شنیدن موسیقی آیا اجراهایی رفته‌اید؟‌

می‌رفتم اما دو سه سالی است توانایی رفتن ندارم.

خوانندگان موردعلاقه‌تان چه كسانی هستند؟‌

         ایرج- دلكش

با مطبوعات چه میانه‌ای دارید؟‌

بعضی‌ها كم‌لطفی كرده‌اند و چیزهایی نوشته‌اند كه من آن را به وجدانشان واگذار كرده‌ام. عده‌ای نیز مطالب خوبی نوشته‌اند.

از چه سالی در كرج ساكن هستید؟‌آیا در كرج اجرا داشته‌اید؟‌

سال 1351 خانه‌ای در گوهردشت خریدم و سال 1352 در آن ساكن شدم و تا امروز هم ساكن كرج هستم. درجشن‌های مختلف و عروسی‌ها خواندم. درحال حاضر طرفدارانم به محل كارم  كه رستوران است می‌آیند و به من سر می‌زنند.

چرا رستوران دایر كردید؟‌

به دنبال راهی بودم تا تماس خود را با مردم حفظ كنم. همان طور كه گفتم مردم و طرفدارانم به من سر می‌زنند و حالا هم به لطف مردم زنده‌ام.

اگر خواننده نمی‌شدید چه حرفه دیگری انتخاب می‌كردید؟‌

برای من مهم این بود كه شناخته شوم. یا با خوانندگی یا نوازندگی یا ورزش. در نوجوانی مدت 6 ماه به بدنسازی رفتم و زیبایی اندام و توانایی بدن من به اندازه كسی بود كه 6 سال كار بدنسازی كرده باشد. البته آن را ادامه ندادم. ولی همیشه دلم می‌خواست شناخته شوم و زندگی من روزمره نباشد و با هدف جلو بروم.

بعد از آنكه به شهرت رسیدید باز هم مشكل مالی داشتید؟‌

خیر. راضی بودم و كم و كسری نداشتم.

در مورد مشكلی كه برای پایتان پیش‌آمده بگویید.

در كودكی دچار بیماری فلج اطفال شدم. به این خاطر با مشكل مواجه شدم. همچنین به دلیل تحرك كمی كه دارم, چاق شده‌ام. روزی برای درمان چشمم كه شماره آن بالا رفته بود به یك بیمارستان رفتم, ( چون به خاطر مشكل پا و وزن زیادم با عصا راه می‌روم) آن روز خانمی به همراه پسرش مرا در پله‌ها دید. البته مكثی كرد و بعد پرسید شما آغاسی هستید؟

گفتم چرا. آن خانم بغض كرد و گفت چرا به این روز افتاده‌اید. وقتی وضعیتم را برای او تشریح كردم با گریه دور شد.

به سینما چه قدر علاقه‌مند هستید؟‌

از كودكی علاقه فراوانی به سینما داشتم. در 8 فیلم بازی كردم. در سینما بیشتر برای خواندن از من دعوت می‌شد. امروز هم بعد از موسیقی علاقه‌مندی‌های من به سینما و تلویزیون است. هنرمندان قدیم ما هنوز هم به خوبی كار می‌كنند و كارهایشان آموزنده است. اغلب سریال‌های تلویزیون را دنبال می‌كنم.

بازیگران موردعلاقه‌شما چه كسانی هستند؟‌

از خارجی‌ها كرك‌داگلاس و از بازیگران داخلی فردین و ملك‌مطیعی

از خاطرات‌تان بگویید.

تمام زندگی من خاطره است و دوست دارم باز هم آغاسی باشم.

چه توصیه ای به خوانندگان جوان دارید؟‌

تنها سفارش من این است كه مردم‌دار باشند. زمانی كه در آمریكا بودم چند دكتر ایرانی از من خواستند به موسسه پزشكی آنها بروم و مرا چكاپ كنند. به بیمارستان رفتم از همان آغاز یكی از پزشكان كه پزشك ارتوپد بود از دور مرا تماشا می‌كرد اما نزدیك نشد. پس از اینكه یك سری از معایناتم تمام شد گفت پس از اینكه كارهایت تمام شد پیش من بیا تا من هم تو را معایه كنم. بعد از مدتی پیش او رفتم. او به من گفت من یك سال است كه موسیقی ایرانی گوش نمی‌دهم. دلیلش را پرسیدم. گفت كه یك سال پیش به همراه نامزدم به یك كنسرت ایرانی رفتیم. پس از اجرا برای گرفتن عكس پیش خواننده آن كنسرت رفتیم و از او تقاضا كردیم با ما عكس بگیرد. او در مقابل دستش را روی سینه من گذاشت و مرا به عقب هل داد. به طوری كه نزدیك بود بیافتم و از اینكه مزاحم او شده بودم گله كرد. وی امروز تصمیم عوض شد. وقتی شما را دیدم و مردم را كه چه مشتاقانه با شما صحبت می‌كنند و عكس می‌گیرند نظرم نسبت به موسیقی ایرانی كه از آن دلخور بودم عوض شد.

من به جوانان سفارش می‌كنم كه مردم‌دار باشند. اگر مردم برای شندین صدای خواننده نیایند, خواننده باید در خانه بنشیند و برای خانوده‌اش بخواند.

از نظر آموزش موسیقی جوان‌ها چگونه شروع كنند؟‌

راه اصلی را بروند. نزد استاد بروند كه دستگاه‌ها را بشناسند و موسیقی را علمی یاد بگیرند چون خیلی فرق می‌كند.

عدم موفقیت بعضی از كارهای جدید را در چه می‌بینید؟‌

خیلی از شعرهایی كه روی آهنگ گذاشته‌اند خوب انتخاب نشده است. این روزها شعرهای خوبی روی آهنگ نمی‌گذارند. آهنگساز, آهنگ را می‌سازد اما ترانه‌ها با آهنگسازان جور نیستند و به نظر من این یكی از مهمترین دلایل عدم موفقیت اغلب كارهای ناموفق است.

چند فرزند دارید؟‌از آنها بگویید.

7 فرزند دارم كه از میان آنها دو تا از دخترانم فارغ‌التحصیل دانشگاه‌اند كه یكی از آنها در هلند زندگی می‌كند. یكی از پسرانم دانشجو است و یكی دیگر از پسرانم كه به دنبال موسیقی رفته و صدای خوبی هم دارد و در دوبی با نام علیرضا آغاسی به خوانندگی و نوازندگی گیتار اشتغال دارد و ترانه‌های روز را می‌خواند.

از نظر اقتصادی در چه موقعیتی هستید؟

من راضی هستم و مشكلی از نظر اقتصادی ندارم.

در ایران به تازگی اجرایی داشته‌اید؟‌

گفتم كه از سالیان گذشته در ایران برنامه‌ای نداشته‌ام. اما در 2 هفته اخیر 2 اجرا داشتم. این برنامه برای تغییر روحیه سالمندان جاده حصار مهرشهر كرج اجرا شد كه از آن استقبال كردم و تا آنجایی كه توانستم خواستم شادی را برای این سالمندان گرانقدر هدیه كنم كه خوشبختانه مردم هم خیلی استقبال كردند. هنرمندان دیگری نیز شركت داشتند و من آنقدر تحت‌تاثیر قرار گرفته بودم كه هرچند شعرها را اشتباه می‌خواندم و در اجرا دچار مشكل شدم اما محیط شاد و روحبخشی برای سالمندان عزیز فراهم شد. برنامه دیگری كه در این هفته اجرا كردم برای معلولین عزیز مجتمع توان‌بخشی حضرت علی واقع در جاده لشكرك بود كه این برنامه هم با استقبال گرم و شاد این عزیزان همراه بود و من خوشحال هستم كه توانستم با صدایم این عزیزان را حتی برای ساعتی چند شاداب و خندان ببینم و مسوولین و كاركنان زحمت‌كش این مجتمع نیز در این راه همكاری كردند.

اعضای اركستر شما چند نفرند؟‌

اعضای اركستر 5 نفر هستند كه سازهای اكاردئون, ضرب, ویلون و دف را شامل می‌شوند كه این عزیزات در این برنامه مرا یاری می‌دهند.

آقای آغاسی هنوز هم از كشورهای غربی برای شما دعوت‌نامه می‌آید؟‌

بعد از آخرین اجرایم كه به هشت نه سال پیش برمی‌گردد تاكنون چند دعوت‌‌نامه از انگلیس, كانادا, آمریكا, تركیه و استرالیا داشته‌ام اما قبول نكرده‌ام. دلم می‌خواهد همین‌جا و برای همین مملكت بخوانم. عمری برای مردم خوانده‌ام اما امروز نمی‌توانم بخوانم.

اگر صحبتی است بفرمایید.

من مال این خاكم و این خاك مال من است. یك وجب از خاك مملكتم را با تمام دنیا عوض نمی‌كنم. چرا كه عاشق این مملكتم. از این خاك به دنیا آمده‌ام و در این خاك فرو می‌روم و تنها دلم می‌خواهد با این مردم ارتباط داشته باشم.

 

 


وی از ابتدای سال 1348 به تهران آمد و به واسطه صدای شاد وعامه‌پسندی كه داشت در مدت كوتاهی به شهرت رسید.
آغاسی تا سال 1357 در كلوپ‌های لاله‌زار, محافل, مجالس عروسی و جشن‌ها با صدای گرم خود مردم را شاد می‌كرد و در این مدت بیش از 180 كار اجرا كرد.

آغاسي به دعوت منوچهر نوذري به سينما راه يافت و در كارنامه سينمايي اش هشت فيلم را ثبت كرده است.
تعدادی این فیلم ها عبارتند از:
- نعمت نفتی
- خدا قوّت
- ایوالله
- فرّاش باشی
- یک خوش صدا، یک خوش دست

همچنين او اولين خواننده كوچه بازاري بود كه به راديو و تلويزيون راه يافت.
اولين برنامه او در راديو خوانندگي در برنامه صبح جمعه با شما در سال هاي بعد از انقلاب ااسلامي بود.

او از سال 1352 در گوهردشت کرج سکونت می کرد و مدیریت رستورانی را بر عهده داشت.

او 3 بار دچار سکته شده بود و سرانجام در آبان 1384 به دلیل سکته ی مغزی درگذشت.

 

 

 

نعمت آغاسی خواننده آهنگ های نیمه عربی با شعرهای فارسی در سالهای پیش از انقلاب 57 در تهران و پس از چند سکته مغزی درگذشت. او از جمله خوانندگان معروف به موسیقی لاله زاری بود که گهگاه گوشه هائی از نمایش هایش بر روی صحنه تئاترهای لاله زار از تلویزیون ملی ایران نیز پخش می شد. یک پایش کوتاه تر از پای دیگرش بود و به سبک جنوبی ها و عرب ها "کف" می زد و دستمالی را نیز به تقلید از "امه کلثوم" در دست می گرفت و آن را دور سر خویش می چرخاند و پولی را که برایش روی صحنه پرتاب می کردند جمع می کرد. اینها مشخصه های آغاسی در سالهای پیش از انقلاب بود. حرکاتی که بسیار شبیه حرکات نوحه خوان های کنونی در جمهوری اسلامی بود. می گفتند پیش از آنکه خواننده شود، با چرخ دستی گالن های نفت در محلات می چرخانه و می فروخت. آغاسی نسل واسطه "جبلی" و "معین" بود، گرچه این دو، بهره بیشتری از موسیقی ایرانی و آشنائی با آن دارند و خواندن را توام با نمایش در روی صحنه مخلوط نکردند.

آغاسی خوزستانی بود و از خانواده ای مذهبی. پدرش قاری قرآن بود و درامام زاده "علی ابن مه زیار" اهواز زیارت نامه می خواند. در سالهای پس از انقلاب آغاسی در ایران ماند و گفته می شود بسیار چاق شده و اضافه وزنی یافته بود که راه رفتن را با توجه به نقص عضوی که داشت برایش دشوار می کرد. پس از سکته دوم مغزی روی صندلی چرخدار حرکت می کرد. هرکس را جمهوری اسلامی طرد و منع کرده با استقبال مردم روبرو شده است. به همین دلیل آغاسی محبوب تر و پرطرفدارتر از دوران پیش از انقلاب از جهان رفت.

 

 

نعمت الله آغاسی خواننده ی نامدار و دوست داشتنی ترانه های کوچه بازاری در سن شصت و شش سالگی بر اثر نارسايی قلبی در شهر کرج درگذشت.

اين خواننده ی نامدار پس از انقلاب توسط حکومت جمهوری اسلامی از اجرای برنامه در داخل ايران بازداشته شد و تنها يکبار در سالهای اخير اجازه يافت تا در تهران به روی صحنه برود و آواز بخواند که بدليل استقبال بی مانند مردم از کنسرتش باز هم ممنوع الصدا شد.

آغاسی واپسين سالهای زندگی خود را در بيماری و شرايط جسمی بدی گذراند. او که اضافه وزن زيادی داشت، به دليل ناراحتی پا قادر به حرکت نبود و نمی توانست با فعاليت بدنی از وزن خود بکاهد.

او که سکته ی قلبی و مغزی را پشت سر گذاشته بود در سالهای اخير تنها به کمک صندلی چرخدار حرکت می کرد.

نعمت الله آغاسی در سال ۱۳۱۸ خورشيدی در شهر آبادان در استان خوزستان به دنيا آمد. او که دوران کودکی و نوجوانی را در فقر سپری کرد، به تهران آمد و خوانندگی را در لاله زار، جايی که مرکز بسياری از سالنهای موسيقی، سينماها و تئاترهای عامه پسند پايتخت بود، آغاز کرد.

آغاسی از دو ازدواج خود، هفت فرزند و دو نوه داشت که يکی از پسران او، عليرضا، به خوانندگی روی آورده و کمابيش به همان سبک و سياق پدرش می خواند.

روحش شاد

 

 

نعمت الله آغاسی درگذشت/ بي بي سي

نعمت الله آغاسی، خواننده سرشناس ترانه های عامه پسند ايرانی، در سن شصت و شش سالگی بر اثر عارضه قلبی در شهر کرج درگذشت.

او که از شاخص ترين و محبوبترين چهره های فرهنگ کوچه و بازار بود، پس از پيروزی انقلاب اسلامی از اجرای برنامه در داخل ايران منع شد و تنها يکبار در سالهای اخير اجازه يافت تا در تهران به روی صحنه برود و آواز بخواند.

آغاسی واپسين سالهای عمر خود را در بيماری و شرايط جسمی وخيمی گذراند. او که اضافه وزن شديدی داشت، به دليل ناراحتی پا قادر به حرکت نبود و نمی توانست با فعاليت بدنی از وزن خود بکاهد. به همين سبب، هنگام بازگشت از يکی از سفرهای خود به خارج از ايران، دچار عارضه سکته قلبی و مغزی شد و در سالهای اخير تنها به کمک صندلی چرخدار حرکت می کرد.

نعمت الله آغاسی در سال 1318 خورشيدی در شهر آبادان در استان خوزستان به دنيا آمد. او که دوران کودکی و نوجوانی را در فقر سپری کرد، به تهران آمد و خوانندگی را در لاله زار، جايی که مرکز بسياری از سالنهای موسيقی، سينماها و تئاترهای عامه پسند پايتخت بود، آغاز کرد.

فراتر از لاله زار

او تحت تاثير فرهنگ زادگاه خود، آهنگهای جنوبی را می خواند که اغلب مايه موسيقی عربی داشتند و حتی با ريتمهای تند و شاد نيز، لحن نسبتا محزونی می يافتند.

ترانه های آغاسی همچون "آمنه" و "لب کارون" به شدت محبوبيت يافتند و شيوه مخصوص اجرای او که با رقص بندری و دستمالی که به دست می گرفت همراه بود، در مدتی کوتاه مورد پسند و علاقه تماشاچيان لاله زار قرار گرفت.

اما با آنکه به گفته مهدی ذکائی، سردبير مجله جوانان چاپ لس آنجلس، عمر هنری خوانندگان "کوچه و بازاری" در همان لاله زار پايان می گرفت، آغاسی اين چارچوب را شکست و توانست از لاله زار فراتر برود و شنوندگانی خارج از محدوده مخاطبان هميشگی موسيقی کوچه و بازاری بيابد.

او نخستين خواننده لاله زاری بود که از سد شورای موسيقی گذشت و صدايش از راديو و تلويزيون ملی ايران پخش شد. او به بازی در فيلمهای سينمايی پرداخت و در کنسرتهای بزرگ و پرجمعيت آواز خواند.

کار موفقيت آغاسی تا جايی رسيد که حتی به دربار سلطنتی ايران راه پيدا کرد و در برابر سفرا و ميهمانان خارجی به اجرای برنامه پرداخت. چنان که سردبير مجله جوانان می گويد: "آغاسی در ميان خوانندگان کوچه و بازار، مرز ديگری را پشت سر گذاشت."

آقای ذکائی در گفتگو با بی بی سی، رمز موفقيت آغاسی را "سادگی" کارهای او می داند: "آغاسی حرف دل مردم را می زد، حرف دل عاشقان ساده و بی ريای کوچه و بازار را که خيلی کم حرفهايشان را کسی شنيده بود. خيلی ساده حرف می زد، خيلی ساده می خواند و خيلی ساده روی صحنه بود."

مهدی ذکائی يادآوری می کند که آغاسی قادر بود به راحتی با مخاطبانش ارتباط برقرار کند. به نحوی که با گذشتن چند دقيقه از برنامه او و با خواندن نخستين آهنگش، مردم را به روی صحنه می کشيد يا خود به ميان آنها می رفت. به گفته او، شايد برای نخستين بار بود که خواننده ای با ميکروفون به ميان مردم می رفت و آهنگ می خواند: "مردم در آواز خواندن او شريک می شدند."

"بازگشت به خلوت"

اما با سقوط نظام سلطنتی و پيروزی اسلامگرايان، آغاسی نتوانست اجرای برنامه های موسيقی را در شهرهای ايران ادامه دهد و داستان موفقيتهای پياپی او ناتمام ماند.

او چندين بار برای اجرای برنامه به خارج از ايران سفر کرد و کنسرتهايی در شهرهای مختلف اروپا و آمريکا برگزار کرد. از جمله، همراه با دو خواننده "کوچه و بازاری" ديگر، حسين موفق و ايرج مهديان مجموعه برنامه هايی را با عنوان شبهای لاله زار اجرا کرد.

سرانجام، کمتر از دو سال پيش به مناسبت يکی از اعياد مذهبی، برای نخستين بار پس از انقلاب اجازه يافت تا به تئاتر پارس در لاله زار، جايی که فعاليت هنری خود را آغاز کرده بود بازگردد و روی صحنه آواز بخواند. به گفته آقای ذکايی: "اين برنامه چنان مورد استقبال قرار گرفت که مردم، لاله زار را بستند و همين (استقبال) سبب شد که دوباره جلوی خواندن او را بگيرند و باز او را به همان خلوتی که داشت بازگردانند."

آغاسی از دو ازدواج خود، هفت فرزند و دو نوه داشت که يکی از پسران او، عليرضا، به خوانندگی روی آورده و کمابيش به همان سبک و سياق پدرش می خواند.

 

 

 

آغاسي، خواننده لب کارون در گذشت

دوشنبه ?? آبان ????

خواننده لب کارون در گذشت

--------------------------------------------------------------------------------

خبر غم انگيز جديد، مرگ نعمت الله آغاسي در انزواست. انزوايي که رژيم اسلامي، با سرکوب آزادي در عرصه فعاليت هنري اکثريت خوانندگان و هنرمندان قديمي ايران را به آن محکوم کرده است. و آن چه که بيش از پيش مايه ننگ اين رژيم است اين است که بيشتر آن ها که مثل آغاسي در خانه خود، ايران، ماندند، بيش از همه به آتش سرکوب اين رژيم سوختند.

 

اين سرکوب اساسا از تحجر و واپس گرايي حاکمان اسلامي و مخالفت با فرهنگ عرفي مردم مايه گرفته است و نه لزوما از مخالفت آن با رژيم سلطنتي و به همين جهت طيف وسيعي از هنرمندان کشور با هر سطح و سبک از کار را در بر مي گيرد.

 

يادآوري خاطره اي که يکي از ياران عبدالناصر در مورد ام کلثوم خواننده مصري و رفتار با او بعد از کودتاي ضد سلطنتي در مصر تعريف کرده است، به خوبي مي تواند شدت واپسگرايي اين رژيم را به نمايش بگذارد. ام کلثوم خواننده اي بود که هم قبل و هم بعد از روي کار آمدن ناصر به شدت در ميان مردم مصر و حتي در سراسر جهان عرب محبوب بود. او با ملک فاروق پادشاهي که بر کنار شد روابط خوبي داشت و در مدح او ترانه هايي خوانده بود. آن شخص نزديک به ناصر اخيرا در يک مصاحبه تلويزيوني تعريف مي کرد ام کلثوم بعد از سقوط سلطنت به او زنگ ميزند و مي گويد: راديو دولتي برنامه او را قطع کرده و ادامه کار او را منع کرده اند. او مي گويد من رفتم پيش ناصر و جريان را به او گفتم. ناصر گفت داري از همين حالا چهره انقلاب را با اين گونه شايعات لکه دار مي کني؟ گفتم نه خودت با راديو تماس بگير. ناصر به راديو زنگ ميزند و افسري که اداره راديو را بر عهده گرفته بود خبر را تاييد مي کند. ناصر مي پرسد چرا اين کار را کرديد؟ افسر مي گويد او متعلق به گذشته است. ناصر مي گويد پس نيل را هم برکنيد و اهرام را هم فرو بريزيد، زيرا آن ها هم متعلق به گذشته اند.

 

ام کلثوم بعد از آن به کار خود ادامه داد. او بعدها به يکي از برجسته ترين خوانندگان مدافع دفاع از حق تعيين سرنوشت مردم مصر در برابر استعمار و به يکي از ستايشگران ناصر در اين رابطه تبديل شد.

 

آغاسي مثل بسياري از خوانندگان و هنرمندان قديمي ايران قرباني نوعي ارتجاع شده است که در تحجر و واپس گرايي به کمال است و از استبداد سياسي و فرهنگي و جنگ طلبي و فساد و خصايل مشابه، آن چه را که انواع دولت هاي ضد مردمي دارند، همه را يک جا و با هم دارد. 26 سال است که ما شاهد آنيم که بخش عظيمي از اين هنرمندان از هر طيف و دسته و با هر سطحي از کيفيت کار بي آنکه بتوانند هنر خود را به نمايش بگذارند، يا آن را در شرايطي مطلوب تکامل دهند آرام آرام مي سوزند و بسياري براي هميشه خاموش شده اند. و هر ستاره اي که خاموش مي شود يک بار ديگر به خاطره ها مي آيد اين رژيم ديگر خيلي دير پاييده است، بايد که هرچه زودتر سقوط کند.

 

در زير شرحي از زندگي و کار آغاسي را به نقل از بي بي سي ميخوانيد

 

نعمت الله آغاسي درگذشت

آغاسي با اجراي ترانه هاي پرطرفداري همچون "آمنه" شهرت يافت

نعمت الله آغاسي، خواننده سرشناس ترانه هاي عامه پسند ايراني، در سن شصت و شش سالگي بر اثر عارضه قلبي در شهر کرج درگذشت.

او که از شاخص ترين و محبوبترين چهره هاي فرهنگ کوچه و بازار بود، پس از پيروزي انقلاب اسلامي از اجراي برنامه در داخل ايران منع شد و تنها يکبار در سالهاي اخير اجازه يافت تا در تهران به روي صحنه برود و آواز بخواند.

 

آغاسي واپسين سالهاي عمر خود را در بيماري و شرايط جسمي وخيمي گذراند. او که اضافه وزن شديدي داشت، به دليل ناراحتي پا قادر به حرکت نبود و نمي توانست با فعاليت بدني از وزن خود بکاهد. به همين سبب، هنگام بازگشت از يکي از سفرهاي خود به خارج از ايران، دچار عارضه سکته قلبي و مغزي شد و در سالهاي اخير تنها به کمک صندلي چرخدار حرکت مي کرد.

 

نعمت الله آغاسي در سال 1318 خورشيدي در شهر آبادان در استان خوزستان به دنيا آمد. او که دوران کودکي و نوجواني را در فقر سپري کرد، به تهران آمد و خوانندگي را در لاله زار، جايي که مرکز بسياري از سالنهاي موسيقي، سينماها و تئاترهاي عامه پسند پايتخت بود، آغاز کرد.

 

فراتر از لاله زار

 

او تحت تاثير فرهنگ زادگاه خود، آهنگهاي جنوبي را مي خواند که اغلب مايه موسيقي عربي داشتند و حتي با ريتمهاي تند و شاد نيز، لحن نسبتا محزوني مي يافتند.

 

ترانه هاي آغاسي همچون "آمنه" و "لب کارون" به شدت محبوبيت يافتند و شيوه مخصوص اجراي او که با رقص بندري و دستمالي که به دست مي گرفت همراه بود، در مدتي کوتاه مورد پسند و علاقه تماشاچيان لاله زار قرار گرفت.

 

اما با آنکه به گفته مهدي ذکائي، سردبير مجله جوانان چاپ لس آنجلس، عمر هنري خوانندگان "کوچه و بازاري" در همان لاله زار پايان مي گرفت، آغاسي اين چارچوب را شکست و توانست از لاله زار فراتر برود و شنوندگاني خارج از محدوده مخاطبان هميشگي موسيقي کوچه و بازاري بيابد.

 

او نخستين خواننده لاله زاري بود که از سد شوراي موسيقي گذشت و صدايش از راديو و تلويزيون ملي ايران پخش شد. او به بازي در فيلمهاي سينمايي پرداخت و در کنسرتهاي بزرگ و پرجمعيت آواز خواند.

 

کار موفقيت آغاسي تا جايي رسيد که حتي به دربار سلطنتي ايران راه پيدا کرد و در برابر سفرا و ميهمانان خارجي به اجراي برنامه پرداخت. چنان که سردبير مجله جوانان مي گويد: "آغاسي در ميان خوانندگان کوچه و بازار، مرز ديگري را پشت سر گذاشت."

 

آقاي ذکائي در گفتگو با بي بي سي، رمز موفقيت آغاسي را "سادگي" کارهاي او مي داند: "آغاسي حرف دل مردم را مي زد، حرف دل عاشقان ساده و بي رياي کوچه و بازار را که خيلي کم حرفهايشان را کسي شنيده بود. خيلي ساده حرف مي زد، خيلي ساده مي خواند و خيلي ساده روي صحنه بود."

 

مهدي ذکائي يادآوري مي کند که آغاسي قادر بود به راحتي با مخاطبانش ارتباط برقرار کند. به نحوي که با گذشتن چند دقيقه از برنامه او و با خواندن نخستين آهنگش، مردم را به روي صحنه مي کشيد يا خود به ميان آنها مي رفت. به گفته او، شايد براي نخستين بار بود که خواننده اي با ميکروفون به ميان مردم مي رفت و آهنگ مي خواند: "مردم در آواز خواندن او شريک مي شدند."

 

 

"بازگشت به خلوت"

 

اما با سقوط نظام سلطنتي و پيروزي اسلامگرايان، آغاسي نتوانست اجراي برنامه هاي موسيقي را در شهرهاي ايران ادامه دهد و داستان موفقيتهاي پياپي او ناتمام ماند.

 

او چندين بار براي اجراي برنامه به خارج از ايران سفر کرد و کنسرتهايي در شهرهاي مختلف اروپا و آمريکا برگزار کرد. از جمله، همراه با دو خواننده "کوچه و بازاري" ديگر، حسين موفق و ايرج مهديان مجموعه برنامه هايي را با عنوان شبهاي لاله زار اجرا کرد.

 

سرانجام، کمتر از دو سال پيش به مناسبت يکي از اعياد مذهبي، براي نخستين بار پس از انقلاب اجازه يافت تا به تئاتر پارس در لاله زار، جايي که فعاليت هنري خود را آغاز کرده بود بازگردد و روي صحنه آواز بخواند. به گفته آقاي ذکايي: "اين برنامه چنان مورد استقبال قرار گرفت که مردم، لاله زار را بستند و همين (استقبال) سبب شد که دوباره جلوي خواندن او را بگيرند و باز او را به همان خلوتي که داشت بازگردانند."

 

آغاسي از دو ازدواج خود، هفت فرزند و دو نوه داشت که يکي از پسران او، عليرضا، به خوانندگي روي آورده و کمابيش به همان سبک و سياق پدرش مي خواند.

 

 

معرفي به دوستان

نوشته شده در دوشنبه ?? آبان ???? و ساعت 12:39 توسط : اميد

+ نوشته شده در  شنبه 5 آذر1384ساعت 11:25  توسط حمید کریمی  |